شما اینجا هستید
خبر » قهرمانی، پهلوانی نیست

مهاجرت یک ورزشکار و تصمیم به اقامت در یک کشور خارجی، به خودی خود نه تنها محل اشکال نیست بلکه به لحاظ احترام به حریم‌ خصوصی و تصمیمات شخصی افراد، جامعه ورزش و رسانه باید این‌حق عمومی را برای ورزشکاران به عنوان عضوی از جامعه قائل شوند تا آنها بتوانند آزادانه برای آینده و شرایط زندگی خود تصمیم بگیرند؛ البته تا جایی که این تصمیم‌گیری در تضاد با منافع ملی و عزت کشور نباشد.

کیمیا علیزاده یکی از ورزشکارانی است که خبر مهاجرت وی به هلند بازتاب قابل ملاحظه ای در رسانه های داخلی و خارجی پیدا کرده و مدال آور برنزی المپیک‌ ریو به نوعی با این اقدام‌ خود جامعه ورزش به ویژه تکواندو را در بهت و شوک قرار داد.

واکنش پولادگر به مهاجرت علیزاده و تاکید بر توجهات لازم مادی و روحی روانی نسبت به این تکواندوکار با توجه به مفروضات مطرح شده، منطقی به نظر می رسد، اما گره گشای بن بست منطقی ایجاد شده نیست و در نهایت نمی توان به نتیجه مشخصی در قبال دلایل این‌ تصمیم و مسیر پیش روی علیزاده رسید.

برای اینکه ابعاد مساله به خوبی روشن شود، کافی است به روزهای قبل از المپیک ۲۰۱۶ و همچنین پس از المپیک برگشته و مروری بر اتفاقات آن روزهای تکواندوی بانوان و مصاحبه های علیزاده داشته باشیم.

هنگامی که فدراسیون، سرمربی وقت تیم‌ملی تکواندوی بانوان را که حکم استادی به گردن این ورزشکار داشت تغییر داد، علیزاده در مصاحبه های مختلف رویکرد کمرنگ‌نشان دادن جایگاه و زحمات فنی سرمربی معزول و در عوض پر رنگ کردن سرمربی جدید که تقریبا هیچ نقشی در آموزش و رساندن وی به عرصه قهرمانی نداشت را در پیش گرفت و با وجود اینکه سوابق افراد قابل انکار نیست، اما ندیدیم و نشنیدیم که مقام‌مسئولی از فدراسیون به وی تذکر داده و از ادامه این مسیر غلط، جلوگیری شود.

کسب مدال برنز المپیک توسط علیزاده – که فعلا از بحث فنی و کیفیت مبارزات وی صرف نظر می کنیم- در شرایطی صورت گرفت که برخی کیمیاگران با اغراق و بزرگنمایی بیش از حد از مدال کسب شده که در خشکسالی مدال و صحرای لم یزرع تکواندو در المپیک ریو به منزله لنگه کفشی در بیابان بود، برنز را به طلا تبدیل کرده تا جایی که مطالبه پاداش مدال طلا برای وی داشتند و هدایا و جوایز بسیار نقدی و غیر نقدی نیز چه از طرف کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش، فدراسیون تکواندو و طیف علاقمندان ورزش به این‌ تکواندوکار تعلق گرفت.

در اندک زمانی این دختر کم تجربه و هنوز غوره نشده با تعاریف افراطی در مورد مدالش روبرو شد و اینجاست که باید گفت: از ماست که بر ماست…

تعریف های اغراق آمیز از تکواندوکاری که شاید از روی خوش شانسی مدال آور شد- خوش شانسی چیز بدی نیست و امیدواریم همه المپین های ایران در توکیو خوش شانس باشند- و پس از آن دیگر اثری از مدال آوری وی را شاهد نبودیم، باعث شد برخی متوهم‌ شده و تا جایی پیش روند که یک فدراسیون و دستگاه ورزش کشور را به اشتباه بیندازند.

به گواه سخنان پولادگر و مستندات موجود، پس از ریو دستگاه ورزش کشور آنچه توانست در حد بضاعت خود و با وجود تمامی تنگناهای مالی و تحریم های اقتصادی برای علیزاده انجام‌ داد ولی باز این تکواندوکار ترک وطن کرد و در شرایطی که کادر فنی تیم‌ملی در اندیشه رفع مصدومیت و رساندن او به مسابقات قاره ای کسب سهمیه المپیک بودند، به ناگاه سر از تیم‌ملی کشوری بیگانه درآورد؛ اینجاست که بحث مهاجرت از یک‌موضوع شخصی و خانوادگی خارج و به دغدغه ای ملی تبدیل می شود زیرا ورزش ایران برای امثال علیزاده کم هزینه نکرده و آنها باید متعهد به کشور و نظام باشند.

اگر علیزاده با دلایل متقن و مستند ثابت کند که پس از المپیک مورد بی مهری قرار گرفته و هیچگونه پاداش و جایزه نقدی و غیر نقدی از وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و فدراسیون دریافت نکرده و هیچکس در مراحل درمان و رفع مصدومیت، سراغی از او نگرفته است، شرایط به گونه ای دیگر خواهد بود و آنگاه مجموع مسئولان ورزشی باید پاسخگوی سهل انگاری و بی توجهی یا کم توجهی خود باشند که بحث خاص خود را به همراه خواهد داشت.

رفتار اخیر علیزاده می تواند درس خوبی برای مسئولان ورزش باشد از این نظر که حتی در قحطی مدال، اما برخی ورزشکاران را به شکل کاذب، بزرگ‌ نکنند و از منطق خارج نشوند، ضمن اینکه نگاه تبلیغی به ورزشکاری که  هنوز بسیار تا مرام و مسلک پهلوانی فاصله دارد، سم‌مهلکی برای کلیت ورزش خواهد بود.

یک‌ ورزشکار، یک داور و یا مربی تمام‌ شده که چند سالی است عملکرد شاخصی از آنها ندیده ایم نمی توانند بازتابی از کلیت ورزش کشور باشند و پرچم ورزش ایران با قهرمانان واقعی که علیرغم برخی کم لطفی ها همچنان به ملت و خاک وطن متعهد هستند، همچنان بالاست.

✍ دکتر حمیدرضا حصارکی

پایگاه خبری تکواندو پلاس | |:: خبری :: تحلیلی :: گزارش ::|