شما اینجا هستید
اخبار برتر » با کیمیا علیزاده از میر اشرف اردبیل تا آمستردام هلند|سرکوب صداقت و انصاف

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس و به نقل از روزنامه ایران ورزشی؛ کیمیا علیزاده با انتشار متنی در اینستاگرام رسماً خداحافظی‌اش از ایران را اعلام کرد. متنی که باید شک کرد که آیا کیمیا آن‌ را نوشته یا برایش نوشته‌اند. همین نوشته دلیل رسمی برای خداحافظی تنها بانوی دارنده مدال برنز المپیک است اما نکاتی دارد که نباید از کنار آن به سادگی گذشت. او در این نوشته از اجحاف و سرکوب بانوان در ورزش ایران گفته اما آیا واقعاً اینها در مورد خودش حقیقت دارد؟

اینکه کسی بخواهد مسیر جدیدی را برای خودش انتخاب کند و در هر کشور دیگری زندگی کند، به خودش مربوط است و هیچ‌کس نمی‌تواند به آن ایراد بگیرد. کبمیا هم مثل هر فرد دیگری این حق را دارد که مسیرش را خودش انتخاب کند و در هر جایی که می‌خواهد زندگی خود را به هر شکلی که می‌خواهد ادامه دهد. حتی مسابقه دادن او برای کشور دیگری هم از اختیارات خودش است و کسی نمی‌تواند مانع آن شود و یا از آن ایراد بگیرد اما آیا نباید این توقع را داشت که او حداقل بعد از رفتنش هم صداقت داشته باشد و واقعیت‌ها را بگوید؟ آیا عوض کردن کشور و یا تغییر آب و هوا باید باعث شود که او همه چیز را فراموش کند و به یاد نیاورد در فضایی که او معتقد است سیاه بوده، چطور رشد کرده و از محروم‌ترین نقاط ایران به کشور رویایی اروپا، هلند رسیده است؟

برای این نمونه حداقل از خود تکواندو می‌توان مثال‌های زیادی را آورد که از ایران رفتند و البته هیچ‌کس هم به آنها ایرادی نگرفت. مثل محمد باقری معتمد که مدال نقره المپیک ۲۰۱۲ لندن را به دست آورد و قبل از آن هم طلای جهان را داشت اما یک زمانی تصمیم گرفت مسیر زندگی خود را تغییر بدهد و در کشور دیگری زندگی کند. از بلژیک گرفته تا آمریکا و آذربایجان جاهایی بودند که او برای زندگی کردن انتخاب کرد اما کسی به او ایراد گرفت که چرا رفته است؟ البته محمد باقری معتمد هم بر علیه فدراسیون انتقاداتی را داشت اما هرگز سعی نکرد که درباره کشورش حرف‌هایی را مطرح کند که دور از واقعیت باشد.

مهدی خدابخشی استعداد بی‌نظیر تکواندوی ایران که از سوی فدراسیون جهانی لقب ویرانگر را به خودش اختصاص داده بود، با حضور در فدراسیون تکواندو اعلام کرد دیگر نمی‌خواهد برای تکواندوی ایران مسابقه بدهد. او در گفت‌و‌گو با فدراسیون اعلام کرد می‌خواهد زندگی خود را در صربستان ادامه بدهد و حتی از فدراسیون تکواندو خواست که رضایتنامه او صادر شود تا اگر خواست برای صربستان هم مسابقه بدهد. هم رضایتنامه او صادر شد و هم اینکه هیچ‌کس به این تکواندوکار ایراد نگرفت اما در مورد کیمیا شرایط فرق می‌کند. او در حالی تغییر مسیر داده که نمی‌توان از کنار حرف‌هایش به راحتی گذشت.

او در متن خداحافظی‌اش نوشته است: «من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر‌طور خواستند بازی‌ام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جمله‌ای دستور دادند تکرار کردم. هر زمان صلاح دیدند، مصادره‌ام کردند. مدال‌هایم را پای حجاب اجباری گذاشتند و به مدیریت و درایت خودشان نسبت دادند. من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هرطور خواستند بازی‌ام دادند. هر کجا خواستند بردند. هر چه گفتند پوشیدم. هر جمله‌ای دستور دادند تکرار کردم. در ذهن‌های مردسالار و زن‌ستیزتان، همیشه فکر می‌کردید کیمیا زن است و زبان ندارد.»

همین یک بخش نوشته‌های کیمیا علیزاده را باید بررسی کرد و دید که آیا واقعاً او سرکوب شده است؟ آیا او واقعاً به لحاظ حفظ حجاب تحت فشار بوده است؟

کیمیا علیزاده از کجا آمد و چطور در فضای سرکوب‌ کننده ایران توانست به پرافتخارترین بانوی ورزش ایران تبدیل شود؟ او می‌گوید در ایران محدود شده بود اما نمی‌گوید که در همین ایران محدود توانسته به مدال جهانی و المپیک برسد. کیمیا علیزاده با همین محدودیت‌ها از محله محروم و کم امکانات میر اشرف اردبیل که زادگاه او هست و بعد از محلات محروم کرج با سرکوب و محدودیت به تیم ملی تکواندوی ایران رسید و حالا هم در آمستردام هلند حضور دارد؟

این چه جور محدودیت و سرکوب بوده که او از منطقه‌ای که با کمبودها و مشکلات زیادی روبه‌رو بوده توانسته استعداد خودش را رشد بدهد و به بهترین جایگاه در المپیک و مسابقات جهانی برسد؟ او دو بار به عنوان پرچمدار کاروان ورزشی ایران انتخاب شده است. یک بار برای المپیک جوانان و یک بار هم برای بازی‌های آسیایی آن‌هم در اوج سرکوب و بی‌مهری‌ها و البته محدودیت‌ها!

او بعد از المپیک ریو در حالی که مدال برنز کسب کرده جایزه مدال طلا را گرفت اما آن‌موقع صحبتی از محدودیت‌ها و سرکوب‌ها نکرد. در دوران نوجوانی هدیه‌های فراوانی از ماشین تا خانه گرفت اما آن‌موقع همه چیز برای بانوان ایرانی خوب بود و هیچ مشکلی وجود نداشت. آیا او نبود که در دوران مصدومیت، به خاطر اینکه از لحاظ روانی آسیب نبیند، از طرف فدراسیون به همراه تیم ملی راهی مسابقات جهانی در مراکش شد و در روزهایی که همه به دلیل نتایج تیم ملی تحت فشار بودند او در مراکش به دنبال تفریح بود؟

شاید در ایران خیلی از بانوان به دلیل مشکلات و کمبودها گلایه‌مند باشند و شاید بسیاری از آنها هم حق داشته باشند اما حتماً کیمیا به خاطر تمام توجهی که به او شده، حق ندارد قیافه یک مظلوم را به خودش بگیرد؛ چرا که او همیشه مورد توجه بوده است. سؤال اساسی که امیدواریم کیمیا پاسخ صادقانه‌ای برایش داشته باشد، این است که چرا وقتی آپارتمان و ماشین را دریافت می‌کرد صحبت از جفا نمی‌کرد اما الان که راهی اروپا شده و درست در روزهایی که مردم ایران به خاطر شهادت تعدادی از جوانان‌شان داغدار هستند، سعی کرده از احساسات جریحه‌دار شده مردم ایران سوءاستفاده کند؟

او گفته به لحاظ حجاب تحت فشار بوده اما نمی‌گوید که طبق قوانین فدراسیون جهانی تکواندو لباس بانوان این رشته از لباس افراد محجبه که همه روزه در وسط شهر تردد می‌کنند، پوشیده‌تر است. او اگر به خاطر حجاب تحت فشار بوده چرا توضیح نمی‌دهد که چطور وارد صنعت مد شد و شروع به بستن قراردادهای سنگین در این بخش کرد؟

از این دست سؤال‌ها، بسیار زیاد وجود دارد اما با عبور از همه آنها به این چند جمله می‌رسیم که کیمیا علیزاده در کمال بی‌انصافی و احتمالاً با مشاوره‌هایی که از سوی برخی افراد خاص می‌گیرد، از کنار همه آنچه در ایران نصیبش شده، عبور می‌کند و در بازی‌ای قرار می‌گیرد که مشخص نیست چه پایانی در انتظارش است. حتماً کسی منکر افتخاری که کیمیا در سایه حمایت از او، نصیب ایران کرد، نمی‌شود اما این افتخار باعث نمی‌شود که او همه پل‌های پشت سرش را خراب کند و خودش را در قالب یک قربانی معرفی کند.

پایگاه خبری تکواندو پلاس | |:: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::|