شما اینجا هستید
اخبار برتر » روزی که به عنوان مجرم و قهرمان جلوی من را گرفتند

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس، یکی از ویژگی های دوران قهرمانی خاطرات تلخ و شیرین است که هر ورزشکار با آن دست و پنجه نرم می‌کند. روایت داستان های واقعی از زندگی قهرمانان که سال ها در صندوقچه اسرار آنها مانده و به فراموشی سپرده شده شنیدنش خالی از لطف نیست.

کیانوش کیاکجوری از ملی پوشان قدیمی تکواندو ایران است و توانسته مدال طلا غرب آسیا را در کارنامه خود ثبت نماید او پس از بازگشت با استقبال بی نظیر همشهری‌های خود رو به رو شد که هنوز یادآوری این خاطره برای او شیرین است.

«خاطره شیرینی که ازدوران قهرمانی دارم مربوط به کسب مدال طلا در نخستین دوره مسابقات غرب آسیا سال ۱۳۷۶ است که در آن دوره چهره‌های به نامی همچون هادی ساعی و بهزاد خداداد نیز حضور داشتند و تیم توانست عنوان قهرمانی را کسب کند و دست پر به خانه بازگشتیم.

روز بعد از مسابقات با اتوبوس به سمت خانه ام که در نوشهر بود حرکت کردم و به خانواده خبر بازگشتم را دادم. تا زمانی که به پلیس راه چالوس برسیم، بی سر و صدا گوشه ای نشسته بودم تا اینکه دیدم خیل عظیمی از مردم برای استقبال به آنجا آمده‌اند، تا آن زمان این اتفاق خیلی نادر بود و همشهری‌ها جلوی تک تک اتوبوس ها را می‌گرفتند تا من را پیدا کنند.

بالاخره یکی از اقوام به اتوبوس ما رسید و از پله ها بالا آمد و بلند گفت: ببینیم اینجاست؟ راننده اتوبوس دنبال مجرم می‌گشت. زمانی که من را دیدند گفتند: پیدایش کردیم! وقتی ازانتهای اتوبوس به جلو می آمدم همه سوال می‌پرسیدند شما کی هستید و برایشان از قهرمانی تیم ملی توضیح می‌دادم، خلاصه پدرم آمد و از آنجا بیرون آمدیم.

در کوران استقبال و تشویق ها فراموش کردم ساک ورزشی‌ام را بردارم و تازه زمانی که رسیدم خانه دنبال وسایلم میگشتم که هیچکس ازش خبری نداشت؛ متوجه شدم چه اتفاقی افتاده و دوباره عده ای رفتند تا ساک را بیاورند. در واقع تمام این جریانات شیرین آن روز اتفاق افتاد که هم به عنوان مجرم و هم قهرمان جلوی ما را گرفتند.

افت و خیزهای زیادی در دوران ورزشی وجود دارد، یکی از آن ها  سال ۱۳۷۷ بود که پس از سه دوره مسابقات انتخابی در نهایت تیم دانشجویان قرار بود به مکزیک اعزام شود.

بهترین‌های هر وزن در ترکیب حضور داشتند و برای این که تیم یکدستی داشته باشیم قرار شد من در یک وزن پایین تر شرکت کنم و بخاطر همین یک مرتبه دیگر در مسابقات انتخابی مبارزه کردم. نزدیک دو ماه اردونشینی را پشت سر گذاشتیم دراین حین اتفاقاتی افتاد که مجبور به دادن وثیقه شدیم و بعد از آن پاسپورت هایمان را آماده کردیم اما یک هفته قبل از اعزام به ما  گفتند تیم ایران نمی‌تواند حضور پیدا کند.

تیم شرایط و آمادگی مدال آوری و قهرمانی را داشت که این اتفاق تلخ افتاد و هر از گاهی زمانی که در خاطرات یاد این دوران می‌افتیم با یادآوری تلاش‌های برباد رفته حسرت می‌خوریم.»

پایگاه خبری تکواندو پلاس | :: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::