شما اینجا هستید
اخبار برتر » چه کسی باید در ورزش به مشکلات قهرمانان توجه کند؟ / گوش‌هایی که نمی شنود

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس، مدتی است که ورزشکاران از بی توجهی‌ها به خودشان گلایه می‌کنند. به خصوص در این دوران سخت که کشور با بیماری کرونا درگیر است و تقریبا تمامی فعالیت‌های ورزشی به حالت تعطیل درآمده، ورزشکاران بیشتر درگیر سختی‌های زندگی شده‌اند و در چنین وضعی تحمل این روزها با مشکلات مالی سنگن برای آنها غیر قابل تحمل شده است.

از محمد علی و محمد رضا گرایی گرفته تا کشتی‌گیر تیم ملی کشتی آزاد جوانان که میوه فروشی می‌کرد و پس از آن سروش احمدی نایب قهرمان تکواندوی جهان ۲۰۱۹ که حالا برای امرار معاش مشغول به مسافر کشی است از جمله نفراتی بودند که در ماه‌های اخیر به این بی توجهی‌ها انتقاد کردند اما هنوز یک سئوال مهم وجود دارد که وظیفه چه کسی یا کسانی و یا کدام ارگان است که به وضعیت این قهرمانان رسیدگی کنند؟ آیا باید وزارت ورزش و جوانان پیگیر این گلایه‌مندی‌ها باشد و یا کمیته ملی المپیک که مسئولیت اصی‌اش برنامه‌ریزی برای ورزش قهرمانی است و یا فدراسیون‌های ورزشی خودشان باید حواسشان به ستاره‌هایشان باشد؟ البته یک صندوق هم وجود دارد با نام صندوق حمایت از قهرمانان که از نامش مشخص است و باید به قهرمانان و وضعیت آن‌ها رسیدگی کند اما ظاهرا موفقیتی در این راه نتوانسته کسب کند.

وزارت ورزش و مشکلات
وزارت ورزش و جوانان هم به خاطر اسمی که روی آن قرار داده شده و هم به خاطر وظیفه ذاتی که دارد متولی اصلی ورزش در ایران می‌باشد و طببیعی است که اولین سازمان و یا نهادی که باید از گلایه قهرمانان در خصوص بی توجهی به آنها واکنش نشان دهد، وزارت ورزش است.

این وزارتخانه بر تمامی فعالیت‌های ورزشی و وضعیت جوانان باید برنامه‌ریزی راهبردی داشته باشد اما آیا واقعا چنین کاری از عهده این وزارتخانه درآمده است؟ آن‌چه که از وزارت ورزش و جوانان دیده می‌شود، درگیری بیش از اندازه با ورزش حرفه‌ای است و خیلی وارد بحث‌های این چنینی نمی‌شود.

از ظاهر امر پیداست که حتی مصاحبه‌ها و گلایه‌های قهرمانان نامی ورزش هم به هیچ یک از مسئولان ورزش بر نمی‌خورد. در حالی‌که این وزارتخانه می‌تواند برنامه‌ای را ترسیم کند که تمامی زیر مجموعه‌هایش به وظایفشان در قبال این قهرمانان توجه کنند.

شاید یکی از مهمترین کارهای فرهنگی که وزارت ورزش و جوانان باید انجام بدهد همین است که بلافاصله جلوی مسافر کشی کردن سروش احمدی را بگیرد. البته به قول خود سروش کار کردن عیب نیست، اما آیا واقعا در وزارتخانه‌ای به آن عظمت کسی نیست که بداند از دیده شدن سروش پشت فرمان یک تاکسی در لاریم چه تصویری در ذهن نوجوانان و جوانان لاریمی می‌سازد؟ 

ورود پر حاشیه کمیته ملی المپیک
 کمیته ملی المپیک هم دومین نهادی است که با قهرمانان سر و کار دارد. بر خلاف وزارت ورزش و جوانان که غرق در ورزش حرفه‌ای است، کمیته ملی المپیک مسئولیت مهمی را در بخش ورزش قهرمانی دارد و به همین دلیل طبیعی است که بیشتر از وزارت دغدغه قهرمانان را داشته باشد.

هر از گاهی هم کمیته ورود کرده که می‌توان به ماجرای حاشیه ساز سال گذشته احسان حدادی و کیانوش رستمی اشاره کرد. البته بیشتر رسیدگی‌ها و حمایت‌های کمیته هم فراگیر تمام ورزش نیست و در واقع فقط مربوط به المپین‌ها است و بقیه ستاره‌های ورزش خیلی مشکلاتشان مورد توجه کمیته قرار نمی‌گیرد. یا باید احسان حدادی باشی که بتوانی به اندازه بودجه یک فدراسیون از کمیته ملی المپیک حمایت طلب کنی و یا کیانوش رستمی اما بقیه چه کنند؟ الان برادران گرایی و یا سروش احمدی دردل خود را پیش چه کسی ببرد؟ سروش احمدی که در مسابقات جهانی ۲۰۱۹ به مدال نقره جهان رسیده به چه کسی باید بگوید که الان وقت مسافر کشی کردن او نیست. 

فدراسیون‌ها درگیر مشکلات روزمره
فدراسیون‌های ورزشی هم دیگر متولی رشته‌ها هستند. آنها هم باید طبق وظیفه ذاتی و معنوی خود پیگیر وضعیت ورزشکاران خود باشند اما واقعا آن‌ها تا چه اندازه می‌توانند چنین کاری را انجام بدهند؟ آیا تامین شغل و خرج زندگی قهرمانان از عهده فدراسیون‌ها بر می‌آید؟ فدراسیون‌ها اگر خیلی هنر کنند این است که بتوانند چرخ اردوها را بچرخانند و شرایط آماده‌سازی ورزشکاران را فراهم کنند اما این‌که بخواهند به لحاظ مالی کاری خارج از فضای فنی انجام بدهند نه از عهده آنها بر می‌آید و نه قانون چنین اجازه‌ای را می‌دهد.

البته شاید بتوانند یک کار مهم را در حمایت از قهرمانان خود انجام بدهند و آن‌هم پیگیری برای کمتر شدن و یا رفع مشکلات مالی ورزشکاران است. به طور مثال رسول خادم نامه‌ای را بعد از اتمام مسابقات جهانی ۲۰۱۸ مجارستان برای حسن روحانی رئیس جمهور محترم نوشت و با توجه به ابعاد داخلی و خارجی موفقیت ورزشکاران خواستار توجه ویژه به قهرمانان شد. او در نامه‌های جداگانه‌ای هم به استانداران مختلف خواهان استخدام برخی از قهرمانان در استان‌های خود شد. فدراسیون‌ها از این‌کارها می‌توانند انجام بدهند اما این‌که خودشان بخواهند تصمیمی بگیرند، تقریبا نشدنی است.

صندوق حمایت و ثروتی عظیم
صندوق حمایت از قهرمانان شاید مهمترین بخشی باشد که همه از آن توقع دارند به قهرمانان رسیدگی کند اما این صندوق بیشتر شبیه به صندوق بازنشستگی است. صندوقی با بودجه و ثروتی عظیم که می‌تواند نقش مهمی را در حمایت از افتخارآفرینان داشته باشد اما ظاهرا به دلیل گستردگی زیادی که دارد نتوانسته به وظیفه ذاتی خود عمل کند.

تمامی افرادی که در ورزش قهرمانی حضور داشتند با توجه به مدال خود از این صندوق هر چند ماه یکبار حقوق دریافت می‌کنند و همین کار را بسیار سخت و دشوار کرده است. به نحوی که برخی از قهرمانان جهان و المپیک که حالا دارای وضع مالی هستند که بتوانند خودشان یک شهر را اداره کنند هم از این صندوق حقوق می‌گیرند و افرادی‌که با نام مدال آوران مسابقات آسیایی و یا حتی کشوری که در اداره خانه خود هم مانده‌اند، چشمشان به این حقوقی است که این صندوق پرداخت می‌کند.

این در حالی است که از نام این صندوق هم مشخص است که وظیفه حمایت دارد؛ یعنی هر یک از ورزشکاران در هر رده سنی که دچار مشکلات مالی هستند باید مورد حمایت قرار بگیرند اما آیا الان صندوق حمایت پیگیر وضعیت سروش احمدی هست که بداند چه می‌کند؟ یا مدیران صندوق این تصور را دارند که چون ملی پوش است حتما باید فدراسیون پیگیر او باشد؟ صندوق با اساس‌نامه‌ای که دارد، رفتار می‌کند اما چرا نباید این اساسنامه بعد از این همه سال مورد بررسی دوباره قرار نگیرد؟ صندوق ضلع چهارم از یک مربع است که باید حامی قهرمانان باشد اما آن هم فقط یک پازل ناکام را تکمیل می‌کند.

 شاید الان وقتش رسیده باشد که مسئولان ورزش به یک جمع بندی کلی برسند و یک تصمیم کلی در حمایت از قهرمانان اتخاذ کنند. این همه هم بی خیالی از سوی تصمیم‌گیرندگان ورزش نمی‌تواند اتفاق خوبی باشد. به هر حال روند تغییر تابعیت قهرمانان مشخص است که شاید نکته مهم فرار مغزها در ورزش هم همین بی توجهی‌ها باشد. این‌جا کسی به دردل قهرمانان هم توجه نمی‌کند، چه برسد به حل برخی از مشکلات مالی. در چنین وضعی وقتی در بیرون از مرزها در باغ سبزی به او نشان می‌دهند، چرا نرود؟

منبع: ایران ورزشی

پایگاه خبری تکواندو پلاس | |:: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::|