شما اینجا هستید
اخبار برتر » شب قبل از مسابقات جهانی نوشتم قهرمان می‌شوم/ مک دونالد تاریخی ۲۰۱۰ را فراموش نمی‌کنم

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس، یکی از ویژگی‌های دوران قهرمانی خاطرات تلخ و شیرین است که هر ورزشکار با آن دست و پنجه نرم می‌کند. روایت داستان های واقعی از زندگی قهرمانان که سال ها در صندوقچه اسرار آنها مانده و به فراموشی سپرده شده شنیدنش خالی از لطف نیست

فرزاد عبدالهی تکواندوکارسابق کشورمان که  7 طلا، ۲ نقره و ۳ برنز جهانی، آسیایی و … را در کارنامه خود ثبت کرده است از خاطرات تلخ و شیرینش به تکواندو پلاس می‌گوید:

«شب قبل از برگزاری مسابقات قهرمانی جهان سال ۲۰۱۱ نوشتم و امضا کردم که فردا مدال طلا میگیرم. مادرم در آن زمان به زیارت حضرت زینب (س) رفته بود که من بعد از صحبت مادرم انرژی مضاعفی گرفتم. در چهارمین مبارزه به مصاف حریف آرژانتینی که قهرمان المپیک بود، رفتم زمانی‌که رقیبم در کسب امتیاز پیشی گرفت به یاد مادرم افتادم، به حضرت زینب(س) اقتدا کردم که نتیجه به سود من پایان یافت.

بعد از آن رقیب ایتالیایی که او هم مدال المپیک داشت را شکست دادم و در نهایت توانستم اولین نفری باشم که در وزن ۸۰- کیلوگرم مدال طلا را برای کشورم و کاروان ایران کسب کنم و تیم ملی ایران نیز برای اولین بار قهرمان جهان شد.

خاطره تلخ من به بازی‌های آسیایی سال ۲۰۱۰ گوانجو برمی‌گردد که با بدنی آماده و در حالی که امید قطعی شانس مدال طلا بودم و بیشتر حریف‌های خود را از پیش‌رو برداشته بودم اما در نهایت از کسب نشان قهرمانی بازماندم. متاسفانه به دلیل اختلاف ساعت زیاد بین ایران و چین خواب من بهم خورد و نزدیک ۶ شب نتوانستم خوب استراحت کنم؛ روز مسابقه در شیاپ چانگ رقبای ازبکستانی و ویتنامی که بسیار قوی بودند را شکست دادم اما در مبارزه با حریف افغانستانی در حالی که از او امتیازم جلوتر بود ناگهان بدنم تحلیل رفت و فقط دعا می‌کردم زودتر از زمین بیرون بروم که در آخر نتیجه را واگذار کردم و حریف اردنی که بارها او را شکست داده بودم قهرمان شد و این راحت از دست دادن مدال طلا برایم حسرت فراموش نشدنی شد.

اما اتفاق خنده داری این مسابقات مربوط به مک دونالد بود؛ استاد مهماندوست بعد از مسابقه بهم گفتند یک هفته است بهت گوشزد می‌کنم، مک دونالد و نوشابه نخور، گوش ندادی و رفلکس بدنت پایین آمد! من گفتم چشم نمیخورم اما بعد از آن به رستوران رفتم و دو تا ساندیچ و نوشابه سفارش دادم که در همین حین استاد آمدند، من را دیدند و بسیار عصبانی شدند. مجبورم کردند دوباره از صفر شروع کنم و در همه مسابقات استانی و کشوری شرکت کنم تا به تیم ملی برسم که البته به نفعم شد و بعد از آن مدال طلای قهرمانی جهان را گرفتم.

در نسل ما موضوعات  ویژه و قابل اهمیتی وجود داشت، اتحاد و همدلی و احترام به بزرگ تر که هنوز هم من با لفظ آقا هم‌تیمی‌هایم را صدا می‌کنم و این منتی است که استاد مهماندوست بر سر ما گذاشتند و آن را مورد توجه قرار دادند.

خاطرات بسیاری از اعزام‌ها دارم که هیچگاه فراموش نمی‌کنم؛ بخاطر بازی حسین تاجیک در جام جهانی اشک می‌ریختم تا رقابتش به پایان برسد و فشاری که تحمل کردم تا به جای یوسف کرمی که در بازی فینال مصدوم شده بود، مبارزه کنم. همه ما همدل بودیم و فکر می‌کنم این موضوع در نسل ما بسیار پر رنگ بود.»

پایگاه خبری تکواندو پلاس | |:: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::|