شما اینجا هستید
اخبار برتر » فرصت جبران در اختیارم قرار نگرفت/ عمر قهرمانی کوتاهی داشتم

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس، یکی از ویژگی‌های دوران قهرمانی خاطرات تلخ و شیرین است که هر ورزشکار با آن دست و پنجه نرم می‌کند. روایت داستان های واقعی از زندگی قهرمانان که سال‌ها در صندوقچه اسرار آنها مانده و به فراموشی سپرده شده شنیدنش خالی از لطف نیست.

یاسین اکبرنتاج هوگوپوش سابق تیم ملی تکواندو که مدال طلا جام جهانی و برنز قهرمانی غرب آسیا، ارتش‌های جهان و جام باشگاه‌های آسیا در کارنامه ورزشی‌اش به چشم می‌خورد از خاطرات دوران قهرمانی خود به تکواندو پلاس می‌گوید:

«اولین خاطره تلخ من در بدو ورودم به تیم ملی بزرگسالان رقم خورد که نتوانستم در مسابقات جهانی ۲۰۰۹ دانمارک حضور داشته باشم؛ بعد از پشت سر گذاشتن تورنمنت بلژیک، ۹ ماه اردونشینی و تلاش‌های بسیار زیاد از ناحیه مچ پا دچار آسیب دیدگی شدم، خاطرم است که آن دوره مصادف با ماه رمضان بود و بنا براعتقادات روزه هم می‌گرفتیم اما متاسفانه نتوانستم در این رویداد حضور پیدا کنم.

پس از آن هم این اعزام نشدن‌ها برای من ادامه داشت؛ در مسابقات آسیایی معمولا وزن یک و دو را با وجود تمام تمرینات سخت شرکت نمی‌دهند و برای رویدادهای بعدی هم  می‌بایست یکی دو سال صبر می‌کردیم و مثل حالا نبود که مسابقات متعدد برگزار شود یا از لحاظ مالی به این شکل رسیدگی شود، بنابراین ازعمر قهرمانی ما کم می‌شد. همان زمان از استاد رضا مهماندوست مربی آن دوره تیم می‌خواستم من را در وزن سه قرار دهد اما هیچوقت این اتفاق نمی‌افتاد.

در دو تا از مسابقات آسیایی با عبور از فیلترهای مختلف، تمرینات و تلاش‌های فراوان قرار بود هرکس نتیجه بهتری در رقابت های انتخابی می‌گیرد اعزام شود؛ من با وجود کم کردن وزن و گرفتن امتیاز بالا باز هم اعزام نشدم و زمانیکه دوستانم گفتند اسم من در لیستی که اخباراعلام کرده گفته نشده انگار آب یخ بر سرم ریختند و حال بد و غیر قابل وصفی به من دست داد و همین عوامل باعث شد عمر قهرمانی کوتاهی داشته باشم.

در مسابقات قهرمانی غرب آسیا ۲۰۱۰ که در عربستان برگزار شد من در وزن سوم شرکت کردم و در مبارزه آخرم برابر حریفی از کشور میزبان قرار گرفتم. با توجه به تمام مستندات موجود داور در راند آخر با دادن اخطارهای اشتباه من را ۸ اخطاره کرد و با گردن آویز برنز و اشک و گریه به خانه بازگشتم.

بزرگان زیادی در تاریخ تکواندو هستند که برد و باخت‌هایی داشته‌اند اما تجربه کسب کردند و در اعزام‌های بعدی توانستند بهترین نتیجه‌ها را بگیرند اما متاسفانه همچین فرصتی برای من پیش نیامد و بعد از هر مسابقه تحت فشار زیادی قرار می‌گرفتم تا این حد که موقع برگشت به کشور دوست داشتم هواپیما سقوط کند یا زمین دهان باز کند و من در آن فرو بروم البته برای ورزشکاران الان هم این موقعیت‌ها وجود دارد.

بهترین خاطره‌ام پیدا کردن دوستان خوبی بود که هنوز هم ارتباطمان ادامه دارد. در آن زمان با میثم باقری هم اتاق بودیم و او را زیاد اذیت می‌کردم. قبلا به خاطر استرسی که داشتم بیدار میشدم و راه می‌رفتم، میثم نصفه شب بیدار بود و به مبارزه‌هایش فکر می‌کرد و با بلند شدن من از سر جایم بلند می‌شد و فرار می‌کرد، ازش می‌پرسیدم چکار میکنی؟ می‌گفت تورا دیدم، ترسیدم دارم فرار می‌کنم.»

پایگاه خبری تکواندو پلاس | :: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::