شما اینجا هستید
اخبار برتر » بخت: هدف اصلی‌ام المپیک ۲۰۲۴ است /در کودکی باشگاه ها قبولمان نمی کردند

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس، علیرضا بخت، تکواندو کار طلایی کشور و عضو ثابت تیم ملی است. جوان برازجانی که معلولیت را دلیل بر محدودیت نمی داند و در گفتگوی ورزشی با اتحاد خبر از انگیزه مدال، تیم ملی، مسابقات بین المللی، آدمک تمرینی، مشکلات معلولین، پایگاه قهرمانی، کمک های مسئولین، آرزوی ورزشی و. . . می گوید که شما را به ماحصل این گفتگو دعوت می کند.


علیرضا بخت متولد شهریور ۱۳۷۸ در برازجان است. او سه سال است در بخش معلولین، تکواندو کار می کند و عضو ثابت تیم ملی جانبازان و معلولین کشور است. وی همچنین دو مدال طلا و یک نقره در سطح کشور دارد و در رقابت های بین المللی شرکت کرده است.

شروع ورزشی

علیرضا بخت به شروع ورزشی خود و مشوقان اصلی اش در این حرفه اشاره ای دارد و می گوید: از اواخر سال ۹۶ و اوایل سال ۹۷ حرفه ورزشی تکواندو را شروع کردم. مشوقان من در این زمینه دوستان، هم رزمانم، مربی و خانواده ام بودند. سال ۹۶ مسابقه ای به من معرفی کردند و گفتند که این رشته المپیکی است و می شود در آن آینده خوبی داشت. با توجه به سن کمی که داشتم. این رشته را معرفی کردند و به مسابقه  رفتم، مدال گرفتم و ادامه دادم. حدود ۳ سال است تکواندو کار می کنم.

کسب دو مدال طلا و یک نقره در کشور
تکواندو کار جوان برازجانی مقام های رنگارنگی در این چند سال کسب کرده است که در این باره می گوید: متاسفانه در این سال ها نتوانستم مدال های بین المللی، آسیایی و جهانی را کسب کنم.‌ دو طلای کشوری و یک مدال نقره کشوری را در این سال ها کسب کرده ام.  در استان مدال های زیادی کسب کرده ام که گفتنش شاید جالب نباشد. به طور کلی دست بالای دست زیاد است. ولی به نسبت هم رزمان خودم در استان و کشور می توان گفت بهتر هستم.

حضور مستمر در تیم ملی
علیرضا بخت تجربه خود از حضور در تیم ملی را اینچنین بیان می کند و می گوید: از اسفند ماه سال ۹۶ یک اردو کوتاه با تیم ملی رفتم.‌ برای کسی که برای اولین بار با سن کم در اردو شرکت می کند شرایط سخت است ولی به طور کلی شرایط اردو برای تغییر روحیه عالی است. اردوی تیم ملی باعث می شود به چیزهای بهتر فکر کنید و هدف هایتان را بزرگ تر کنید. کماکان در تیم ملی حضور دارم. متاسفانه نشد برای المپیک رنک جمع کنم. به دلیل کرونا و این وضعیت بلاتکلیف هستیم و نمی دانیم به کار و زندگی بچسبیم یا به تمرین ادامه دهیم.

کارایی بالای ورزشکاران معلول
تکواندو کار جوان برازجانی به میزان معلولیت و کلاس های آن ها می پردازد و می گوید: معلولیت نمونه تا نمونه دارد. کلاس بندی داریم. معلولیت من خیلی کمتر از آن چیزی است که بنظر می رسد. بسیار کم از ناحیه دست در زمان بدو تولد آسیب دیده ام و معلول شده ام.  شاید این حرف درست نباشد ولی افرادی که در تیم تکواندو معلولین داریم شاید از یک آدم سالم نیز بهتر بتوانند کارایی داشته باشند.‌ محدودیت های ریزی دارند که ممکن است به چشم نیاید اما در مقابل کارهایی که انجام می دهند خیلی بالاتر از سطح آدم سالم می تواند باشد. به طور کلی کلاس های معلولین به سه کلاس تقسیم می شوند. کلاس ۴۱،۴۲،۴۴ که به تازگی کلاس ۴۳ اضاف شده است. من در کلاس ۴۴ شرکت کردم. هر چقدر عددی که به کار می بری کمتر باشد میزان معلولیت آن بیشتر است. هر چقدر عدد بالاتر باشد معلولیت آن کمتر است.

نداشتن زیر ساخت لازم برای ورزش
علیرضا بخت به مهم ترین مشکلات ورزشی خود و دیگر ورزشکاران و دلیل کم نیاوردن خود می پردازد و می گوید: مهم ترین چیز برای کم نیاوردن انگیزه است. انگیزه مدال، پیشرفت  و … است. مشکلات زیاد است. از چه بگویم. هر چند گفتن آن دردی را دوا نمی کند اما مهم ترین آن برای همه ورزشکاران اگر بخواهم بگویم. نداشتن یک زیر ساخت سالم برای ورزش؛ یک سالن مجهز نداریم. یک سالن مجهز نداریم. یک بدنسازی مجهز مخصوص پایگاه قهرمانی نداریم.‌ یک مربی بدنسازی خوب نداریم. جدا از آسیب ها و استخر و … هر بار آدم باید جداگانه هزینه کند برای بدنسازی و سالن و هر چیزی خوب مسلما یک سلسه مراتبی دارد که آدم‌ نتواند آن ها را برطرف کند. یک سال پیاپی آسیب داشتم که مرتب به آقای کمارج، میرشکاری و فتحی می گفتم که آسیب دیده ام و چند وقت دیگر اردو دارم. این ها یک سری مشکلات است که آدم می تواند داشته باشد و برطرف نمی شود ولی خوب انگیره قهرمانی و مدال از منصرف شدن جلوگیری می کند.

اداره بهزیستی به اندازه وسعشان کمک می کنند
از علیرضا بخت می پرسم: اداره بهزیستی در وزش به شما کمک می کند؟ او در پاسخ به سوالم می گوید:  به اندازه وسعشان کمکی می کنند ولی ما زیر نظر بهزیستی نیستیم. شاید پرونده ای که داشته باشیم زیر نظر بهزیستی یا مددکاری باشد ولی رشته ای که در آن فعالیت می کنیم زیر نظر فدراسیون تکواندو است و اگر از طرف بهزیستی یا فدراسیون معلولین و جانبازان هزینه ای مساعدت می شود، از سر لطفشان است ولی موظف نیستند که رشته ای که ما فعالیت می کنیم؛ هزینه کنند ولی باز هم کمک هایی به هر طریقی چه کم چه درشت انجام می دهند.

مربی ام زحمت زیادی برایم کشیده است
او در ادامه می گوید: نزدیک به سه سال است که عضو  تیم ملی هستم‌. مربی هایی که در اینجا با آن ها کار می کنم؛ آقای علی میرشکاری هستد که به نوبه خودشان خیلی بر گردن ما حق دارند و خیلی زحمت من را کشیده اند.

هدف اصلی ام المپیک ۲۰۲۴ است
تکواندو کار جوان برازجانی در خصوص آینده ورزش و آرزوی خود می گوید: آینده ورزشی هر شخصی مسلما قهرمانی یا ایستاندن روی سکو است. هدف شخصی خودم به المپیک ۲۰۲۴ فکر می کنم. هر چیزی تلاش و کوششی می خواهد برای رسیدن به آن هدف باید پیش زمین هایی رعایت شود تا به هدف بتوان رسید.

شرکت در مسابقات بین المللی

علیرضا بخت به مسابقات بین المللی که در آن شرکت کرده است اشاره ای دارد و می گوید: مسابقه آسیایی در شهر ویتنام و بعد مسابقات  جهانی در ترکیه (آنتالیا) شرکت کردم. تورنمنت جام فدراسیون در کیش برگزار شد. مسابقه آسیایی در اردن شرکت کردیم و پارسال قرار بود به لبنان برای مسابقات آسیایی برویم که به دلیل کرونا کنسل شد و به سال ۲۰۲۱ موکول شد.

درخواست آدمک تمرینی
تکواندو کار موفق برازجانی با تاسف از تعطیلی سالن های تمرین می گوید: متاسفانه در ایام کرونا همه جا تعطیل بود و دیگر کم کم بدنسازی ها باز شدند ولی متاسفانه متاسفانه متاسفانه هنوز سالن های تمرین باز نشده است که ما بخواهیم تمرین و آمادگی جسمانی کافی داشته باشیم ولی خوب میشود گفت هدف و انگیره ای که داریم شاید کافی باشد و آماده شویم ولی از آن شخصی که در تهران یا شهر دیگری باشد و رقیب من باشد خیلی عقب تر هستم. الان نه سالن مجهزی و نه مربی سالن بدنسازی داریم. نمی گویم سالن چون خواسته بزرگی باشد. یک آدمک یا حریف تمرینی کافی است. برای یک نفری که حداقل بتواند خودش را به سطح اردو برساند تا نخواهد در اردو زجر بکشد و از هم رده های خود عقب باشد. الان متاسفانه به دلیل  کرونا در خانه تمرین می کنم. چون سالنی باز نیست که بتوانم در آنجا تمرین کنم. سالنی که در آن تمرین می کردم؛ سالن امام علی در فرهنگیان بود که از اول کرونا تا الان تعطیل است. هنوز باز نشده است. چون سالن دولتی است تعطیل است. متاسفانه در خانه با کم ترین امکانات و تجهیزات تمرین می کنم. تا قبل کرونا سالی چند بار در اردو تیم ملی بودم  پس آمادگی جسمانی ام در یک حد ثابت است. ولی وقتی به اینجا می آیم به لطف مربی خوب می توانی همین روند را حفظ کنی. تقریبا می توان گفت روند خوبی را تا قبل از کرونا داشتم. فشار تمرین خوبی داشتم. کرونا با آمدنش تیر مهلک به کمر ما زد.

کمک مالی و معنوی اداره ورزش و جوانان
علیرضا بخت به کمک مالی و معنوی اداره ورزش و جوانان و همچنین هیئت تکواندو اشاره ای دارد و می گوید: به نوبه خودشان هر کسی کمکی می کند. من هم انتظار زیادی ندارم. مثلا اقای کمارج رئیس اداره ورزش و جوانان دشتستان به اندازه وسعشان و رویی که انداخته ایم کمک کرده اند. ممنونشان هستیم ولی خوب می توان گفت در این زمانه  دخل و خرج با هم یکی نمی شود. مثلا آن ها لطفی می کنند و مبلغی پرداخت می کنند ولی الان من بخواهم حداقل یک آدمک تمرینی بخرم بین ۱۵ الی ۲۰ میلیون باید هزینه کنم. یک چیز معمولی نه در سطح بالا باشد. هیئت تکواندو نیز با ما همکاری می کنند. تا الان اگر مسابقه و اعزامی بوده حتی اخرین مسابقه ای میخواستیم برویم. هزینه من را قبول کردند. تا یک حدودی هر چقدر دستشان برسد سعی می کنند کمک کنند تا عقب نمانیم.‌ پیگیر بودند و حمایت کردند.  

همیشه پشت سپر مادر پناه گرفته ام
تکواندو کار طلایی برازجان به حمایت های خانواده می پردازد و می گوید: مسلما خانواده نقش بالایی دارند؛ چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ مالی بسیار کمک کرده اند.‌ مهم ترین نقش را خانواده و اطرافیان یا دوستان می توانند داشته باشند. پدر و مادر من در بدترین شرایطی که داشته اند کمک کرده اند. سعی کردند من را رو به جلو حرکت دهند تا نخواهم زمانی از کار، تمرین و اردوهایی که می روم منصرف شوم. مادرم هر مشکلی بوده همیشه برای حل آن پیش قدم بوده است. من همیشه پشت سپر مادر پناه می گرفتم. شاید گاهی خودم کارهایی می کردم اما مادر بود که همیشه دنبال حل مشکلات من بوده است. (مادر علیرضا بخت: این کمترین وظیفه من است. بالاخره جوان ها غرور خودشان را دارند و این مادر ها هستند که باید فداکاری کنند.)

افراد معلولی بودند که امید به زندگی نداشتند و الان قهرمان آسیا هستند
علیرضا بخت به مشکلات و شرایط معلولین جامعه  می پردازد و می گوید:  بحث شهرستان دشتستان  یا شهر برازجان نیست. می توان گفت در ایران تقریبا راه برای افراد معلول باز نیست. نمی توان قضاوت کرد. هر کسی به نوبه خود حقی برگردن افراد معلول دارد حتی منی که اینجا نشسته ام که کوتاهی کنم یا اینکه نه تنها فقط یک شخص یا مسئولی در این زمینه کوتاهی کند. اسم معلول چیز جالبی نیست وقتی من  را ببینید و هیچ نقصی در ظاهر من نباشد. آن ها هم انسان هستند. شهر برازجان را بخواهم مثال بزنم تقریبا می توان گفت: خوشبختانه یک جاده خاکی و راه ‌کوچکی برای معلولین گذاشته اند و یک حمایت هایی می کنند. خوشبختانه کسانی بودند که خبری از ورزش نداشتند و میخواستند زندگی عادی خودشان را کنند ولی مسئولان  دستشان را گرفتند و وارد ورزش کرده اند. کسانی بودند که امید به زندگی نداشتند و الان قهرمان آسیا هستند. ولی خوب کسی که خیلی بالا می رود به عرضه و غیرت خود او بستگی دارد.

در کودکی باشگاه ها قبولمان نمی کردند / از نقاط قوتم الگو می گیرم
او در ادامه می گوید: ما ۹ سالمون بود و به دلیل معلولیتی که داشتیم هیچ باشگاهی قبول نمی کرد که ما زیر نظرشان تمرین کنیم. من و دوستم سعی می کردیم در آن زمان در پارک برویم و حرکات را دو نفره یاد بگیریم. از سن کم سعی می کردیم خودمان چیزهایی یاد بگیریم. در سن کم خیلی اذیت شدیم. بزرگتر که شدیم به نحوی از زیر حرفشان فرار کردیم و خودمان را قاطی افراد معمولی کردیم ولی خوب در سن کم خیلی اذیت شدیم. اگر کلاس ها، مسابقات و … معلولین جدا باشد و جداگانه مربی بالای سرشان باشد خیلی فرق می کند با شخصی که معمولی است و می خواهد ورزش کار کند و باید زیر دست مربی برود که تنها با افراد سالم کار کرده است. آن موقع هر کلاسی که می رفتم به من می گفتند: این اصلا نمی تواند روی پای خودش بایستد. بعدها که در سن کودکی با دوستم تمریناتی را می کردیم به یک مربی معرفی شدیم. با او که آشنا شدیم گفت: من کاری می کنم که فردا به او افتخار کنید.‌ از نظر من بیراه نگفت. کسی که یک معلولیت دارد دلیل نمی شود که محدودیت داشته باشد. از نقطه ضعف هایش الگو نمی گیرد و سعی می کند از نقاط قوت خود را بالا بکشد  و الگو بگیرد.

علیرضا دو برابر رقیبانش تمرین می کند
(دوست و همرزم علیرضا می گوید: به دلیل همان تمرین هایی که ما در پارک انجام می دادیم و شاید خانواده تا الان متوجه نشده باشند؛ علیرضا یکی از دنده هایش شکسته است. علیرضا نسبت به کسانی که در شهرهای دیگر تمرین می کنند دو قدم عقب تر است چون آن ها سالن و مربی اختصاصی دارند. باید دو برابر افراد دیگر تمرین کند تا بتواند همپای آن ها در مسابقات شود. با این حال باز تلاش خود را می کند و در سطح کشوری نفر اول است و عضو ثابت تیم ملی است. اگر مسئولین بخواهند کمکی به علیرضا کنند که در سطح جهانی و آسیایی مدال آورند. برای تمرین امکاناتش خیلی محدود است و ساده ترین چیز آدمک تمرینی برای تمرینات لازم دارد.)

افرادی که دلسوز جامعه معلولین هستند
تکواندو کار برازجانی می گوید: الان تقریبا می توان گفت: مربی هایی هستند که مثل من ورزشکار بوده اند و در یک سنی مسابقات را کنار می گذارند. این افراد می آیند دست بقیه معلولان را می گیرند و سمت رشته خودشان  می برند.  مربی هایی مثل خانم تشنه دل و اقای فتحی که دلسوز جامعه معلولین هستند. افرادی را به سمت ورزش هدایت می کنند تا نخواهند یک زندگی ساده و معمولی و در مشکلات خودشان غرق شوند.

مادر علیرضا: مشکل اساسی پسرم نداشتن آدمک تمرینی است
مادر علیرضا بخت ضمن تشکر از مسئولین می گوید: دست مسئولین درد نکند. ‌اقای کمارج واقعا چندین بار به علیرضا در حد وسعشان کمک کردند. آقای فتحی و میرشکاری دستشان درد نکند کمک کردند. شورای شهر نیز قول هایی دادند. برای خرید آدمک تمرینی که پیش نیاز تمرینات علیرضا است قول دادند حداکثر توانی که می توانند در نظر بگیرند.‌ مشکل اصلی  علیرضا آدمک تمرینی است. ۱۰ ماه است به دلیل تعطیلی باشگاه ها علیرضا از لحاظ جسمی و آمادگی جسمانی نتوانسته به آن آمادگی جسمانی برسد. قرار است در رابطه با مشکل علیرضا در جلسه شهرداری که حل مشکلات مردم است بررسی و صحبت شود.

برای رسیدن به مقام های بین المللی باید سطح تمرینات بالایی داشت
علیرضا بخت به محدودیت ها و کمبودهای ورزشی اشاره ای دارد و می گوید: در نظر بگیرید سطح امکانات ما برای مسابقات استانی و کشوری است. وقتی محدودیت امکانات و تمرین داشته باشیم. خیلی عقب تر هستیم. کسی که به اردو تیم ملی می رود و از قبل بدن او آماده است و تنها ذهنش را برای مسابقه آماده می کند. من که به اردو می روم اول بدنم را برای مسابقه آماده می کنم و ۱۰ روز آخر به مسابقه فکر کنم. فرقش در این چیزها است. امکاناتی که ما داریم برای مسابقات کشوری خوب است. الان از ۷۰ درصدی که باید باشم ۲۰ درصد هم نیستم. تنها شاید بتوانم پایی بیاندازم. اگر آدم می خواهد به مدال برسد باید سطح تمریناتی در حد بین المللی داشته باشد. ولی ما متاسفانه در حال حاضر کوچکترین امکانات را برای رسیدن به سطح بین المللی نداریم. مسابقات قبل حالا می گوییم به دلیل نداشتن تجربه کافی یا سن کم و هر دلیل و مشکلاتی که بود نشد مدال بگیریم ولی الان که چندین مسابقه بین المللی رفته و یک مربی بالای سر خود دارد. نشود مدال بگیری یک جای کار می لنگد. طرف یا عرضه ندارد یا امکانات ندارد. (دوست علیرضا: به دلیل امکانات است چون الان آدمک تمرینی اش من هستم و هرچه دارد روی من امتحان می کند و پرتلاش است.)

افراد معلول به کم قانع نشوند و رو به جلو حرکت کنند
تکواندو کار جوان خطاب به افرادی که همانند خود معلولیتی دارند توصیه ای می کند و می گوید: حرفی است که بزرگان می گویند: معلولیت؛ محدودیت نیست.
پس نباید به این فکر کنند. به طور مثال شخصی که نقض عضو یا هر چیزی که دارد نباید خودش را به کم قانع کند و باید سعی کند رو به جلو حرکت کند. حالا چه به ورزش یا هر چیز دیگری خود را ارتقا دهد. چه ارتقا جسمی و چه ارتقا روحی دهد. برای هم رده های خودم آرزو می کنم هیچ وقت از راهی که آمده اند و در حال ادامه دادن هستند؛ منصرف نشوند. توصیه می کنم این افراد به حاشیه نروند. حاشیه واقعا بد است و کامل نابود می شوند.

مسئولین یک پایگاه قهرمانی در دشتستان راه اندازی کنند
علیرضا بخت خطاب به مسئولین می گوید: در آن حدی نیستم که بخواهم بزرگتر از خودم حالا چه مسئولین و چه افراد دیگر را نقد یا صحبتی کنم؛ می توان گفت: ما خودمان در استان بوشهر در جنوب کشور هستیم و می توان گفت: قطب اقتصاد ایران شهرهای حاشیه خلیج فارس است. ما نباید الان اسم شهرمان منطقه محروم باشد. وقتی به مسابقات یا اردو تیم ملی می روم. افراد و همرزمانم با تمسخر و طعنه می گویند: شما که روی نفت خوابیده اید بعد از کمبودها و مشکلات میگویید. می توان گفت: می توانند مسئولین ما بهتر عمل کنند. خود من تنها نیازم آدمک تمرینی است اما از طرف کل ورزشکاران می گویم: جامعه ورزشی یک سالن اختصاصی برای قهرمانان در نظر بگیرند. یک پایگاه قهرمانی مثل بقیه شهرها بتوانند بزنند از نظر من کافی است. متاسفانه نداریم. همه مسئولین از فرماندار محترم تا شورای شهر و مسئولین ورزش تا شهرداری دست به دست هم بدهند یک سالن قهرمانی برای ملی پوشان و مدال آوران کشور هستند‌ راه اندازی کنند خیلی خوب می شود. آینده ای نه چندان دور یا نه چندان نزدیک عملی شود خوب است.

تقدیر و تشکر

تکواندو کار برازحانی در پایان می گوید: ابتدا از پدر و مادرم که خیلی در این سال ها زحمت من را کشیده اند تشکر می کنم. از مسئولینی که حامی بودند و به من کمک کردند. به ویژه از اقای کمارج، فتحی و میرشکاری تشکر و قدردانی می کنم. واقعا تا جایی که دستشان رسید کوتاهی نکردند. بخصوص آقای میرشکاری که مربی خوب من است. در هر زمینه ای کوچک ترین مسیری که پیدا کردند کمک به پیشرفت ما کردند. از آقای میلاد لیاقت که دوست خوبم  است که کیسه بوکس من است و آدمک تمرینی من در این سال ها بودند تشکر می کنم. از هفته نامه اتحاد جنوب و شما که زحمت گفتگو را بر عهده گرفتید تشکر می کنم.

پایگاه خبری تکواندو پلاس | :: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::