شما اینجا هستید
اخبار برتر » دوران قهرمانی ما با سختی‌های زیادی سپری شد/ تلخی ناداوری تورنمنت آلمان را فراموش نمی‌کنم

به گزارش پایگاه خبری تکواندو پلاس، یکی از ویژگی های دوران قهرمانی خاطرات تلخ و شیرین است که هر ورزشکار با آن دست و پنجه نرم می‌ روایت داستان های واقعی از زندگی قهرمانان که سال‌ها در صندوقچه اسرار آنها مانده و به فراموشی سپرده شده شنیدنش خالی از لطف نیست.

رحیم صالحی ملی پوش اسبق، پیشکسوت و مربی تکواندو کشورمان که مدال طلای قهرمانی ارتش‌های جهان را در کارنامه دارد از خاطرات دوران قهرمانی خود به تکواندو پلاس می‌گوید:‌

«سال ۱۳۶۶ برای اولین بار به اردوی تیم ملی دعوت شدم؛ جام فجر اولین مسابقه‌ای بود که پیش رو داشتیم اما با توجه به سن پایین و تجربه کم تنها کنار تیم حضور داشتم و از افراد باتجربه و تمرینات اردو چیزها زیادی یاد گرفتم؛ به طور کلی در چهار دوره‌ای  که امکان شرکت در این مسابقات را داشتم توانستم یک مدال طلا و یک نقره کسب کنم.

در تورنمنت‌های اروپایی زیادی از جمله مسابقات فرانسه و استراسبورگ موفق به کسب گردن آویز طلا شدم؛ همچنین سال ۱۳۷۱ توانستم در مسابقات قهرمانی ارتش های جهان بر سکوی قهرمانی بایستم البته در آن دوران بدشانسی‌های زیادی آوردم و همینطور شرایط اعزام‌ها به سادگی حال حاضر نبود و فقط  هر چند سال یکبار درمسابقات آسیایی و جهانی شرکت می‌کردیم؛ آن هم بعد از یک رقابت سنگین و فشرده در مسابقات کشوری.

سال ۱۳۷۱ به تورنمنت آلمان اعزام شدیم و با توجه به اینکه در مسابقات کشوری موفق به کسب مدال طلا شده بودم انگیزه و روحیه‌ام دو چندان بود؛ بنابراین ۴ حریف را به راحتی کنار زدم و به فینال این رقابت‌ها رسیدم.

رقیبم یک آلمانی بود و خیلی خوب مبارزه کردم حتی ضربه‌ای به صورتش زدم که منجر به زخمی شدن گونه‌اش شد ولی داوران به من امتیازی ندادند که در نهایت نتیجه را واگذار کردم و نقره گرفتم. آن مبارزه مورد اعتراض تماشاچیان قرار گرفت تا حدی که یک نفر از میان جمعیت به وسط شیاپ چانگ صندلی پرتاب کرد همچنین امیرعباس آرین که از ملی پوشان تکواندو و ساکن آلمان بود به این رای واکنش نشان داد ولی با این حال چیزی تغییر نکرد.

طی این سال‌ها خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشتم؛ سال ۱۳۷۲ قبل از اعزام به مسابقات جهانی آمریکا با وجودی که در مسابقات کشوری نیروهای مسلح و انتخابی تیم‌ملی قهرمان شده بودم اما سرپرست تیم خیلی راحت به من گفتند بهتر است ادامه ندهی چرا که در وزن شما قرار است فرد دیگری به مسابقات اعزام شود و همین اتفاق هم افتاد. یکی دیگر از خاطرات ناراحت کننده مربوط به اعزام تیم ما با ترکیب بیژن مقانلو، فریبرزعسکری، مجید افلاکی و ابوالحسن شاهوردی به مسابقات آمریکا و هلند است که در لحظه آخر لغو شد.

دوره ورزشکاری ما با سختی‌ها و مشکلات زیادی سپری شد آن زمان لیگ و مسابقات متمرکزی برگزار نمی‌شد و تنها سالی یک بار در رقابت‌های قهرمانی کشور شرکت می‌کردیم که باعث می‌شد از لحاظ مالی، روحی و روانی تحت فشار قرار بگیریم.

من زیر نظر مربی‌های بزرگی همچون استاد مرتضی کریمی، حسن ملکی، نادر خدامرادی و اصغر فتحی تمرین کرده‌ام و همگی از لحاظ روحی و روانی با هوگوپوشان ارتباط دوستانه‌ای داشتند و آنها را مورد حمایت قرار می‌دادند.

زمانی که استاد کانگ به ایران آمد، تمرینات بسیار سنگین و فشرده شد و ارتباط دوستانه مربی و بازیکنان قطع گردید که ملی پوشان را تحت فشار زیادی قرار می‌داد. بعد از آن استاد ذوالقدر سکان تیم ملی را به دست گرفتند و دوباره ارتباط صمیمانه‌ای شکل گرفت و همین باعث ایجاد تغییر بزرگ در روند پیشرفت تکواندو و بازیکنان گردید و منجر شد بازیکنان بتوانند افتخارات خیلی خوبی کسب کنند تا به مرور شاهد جایگاه فعلی تکواندو باشیم.

بعد از دوره قهرمانی فعالیت خود را در بخش مربیگری شروع کردم و در این زمینه بسیار موفق بوده‌ام؛ بیش از یک دهه با تیم جوانه در همه رده‌های سنی و بخش‌های کیوروگی و پومسه افتخارات و عناوین قهرمانی متعددی بدست آوردیم و نفرات خوبی را به تیم ملی معرفی کردیم.»

پایگاه خبری تکواندو پلاس | :: خبر :: تحلیل :: گزارش :: دنیای تکواندو ::